
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت:می خواهم ازدواج کنم ،پدر خوشحال شد و پرسید:نام دخترچیست؟مرد جوان گفت:نامش سامانتاست و در محله ی ما زندگی می کند.پدر ناراحت شد وصورتش را در هم کشید و گفت: من متاسفم به جهت این حرفی که می زنم. اما تو نمی تونی با این دخترازدواج کنی. چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو .مرد جوان نام سه دختر دیگر را اورد ولی جواب پدر برای هر کدام از انها همین بود . پسر جوان با ناراحتی نزدمادر خود رفت وگفت:مادر من می خواهم ازدواج کنم ،اما نام هر دختری را می اورم پدر می گوید : که او خواهر توست!و نباید به تو بگ...
ادامه مطلب
در ذهن زنانه ی من ..... مرد یعنی ، شانه هایی پهن ، یعنی تکیه گاهی امن ..... یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن ، بدون اندکی شرم....! در ذهن زنانه ی من ..... مرد یعنی ...کوه بودن، پر از سخاوت، پر از حیای مردانه... در کنار این ابهت ، لوس شدنهای کودکانه...! در ذهن زنانه ی خوشبین ِمن، مرد یعنی.... ای که دوست میدارمت... تو هر لحظه با منی ! تو مردی ، ای لاینفکِ زندگی زنانه ام.. ! من بی تو با تمام آفرینش بیگانه ام !... ♥ بابا جونم و ابراهیم عزیزم: (روزتـــــــــــون مبــــارکــــــ مـــــردهای بـی همتـــای مــــن) +روح همه ی باباهای مهربونی که بینمون نیستن به خصوص پدر شوهر عزیز...
ادامه مطلب